الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
362
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) وى ثروتى تازه و رفاهى فراوان را بر آنها مشاهده كرد كه نزد ديگران از عامهء مردم ديده نمىشد و طبيعى بود كه اين امر ، ناشى از اختلاس اموال بود كه در آن روزگار ، حساب و رسيدگى دقيقى در مورد آنها اعمال نمىشد . ( 2 ) در اينجا مطلبى سؤال برانگيز باقى مىماند و آن اينكه عمر شدت و سختگيرى را با واليان و عاملانش به كار گرفت بجز معاوية بن ابى سفيان كه وى ، گراميش مىداشت و هيچگونه حسابرسى و تحقيقى در مورد او به كار نمىبرد ، خبرهاى پىدرپى از اينكه معاويه نسبت به بيت المال خيانت روا داشته و در اسراف و ولخرجى ، زيادهروى نموده است ، به او مىرسيد ، ولى عمر به جاى معاويه عذرخواهى مىكرده و از او تعريف مىنموده و مىگفته است : « از كسرى و قيصر و هوش آنها سخن مىگوييد در حالى كه معاويه نزد شماست » « 1 » . ( 3 ) و خداى را شكر كه در اسلام ، كسرى و قيصرى وجود ندارد ، در حديث است كه : « كسرى هلاك شد و بعد از او كسرايى نخواهد بود و قيصر هلاك مىشود و قيصرى بعد از او نباشد و سوگند به آنكه جانم در دست اوست ، خزانههاى آنها را در راه خدا انفاق خواهيد كرد » . ( 4 ) عمر در دفاع از معاويه ، مبالغه مىنمود ! و راويان مىگويند : جمعى از صحابه به او گفتند كه معاويه با سيره مخالفت نموده است ؛ زيرا وى حرير و ديبا مىپوشد و ظرفهاى طلا و نقره به كار مىبرد و در رفتار خلاف شرع خود ، هيچ امتناعى ندارد . عمر بر آنها اعتراض كرد و آنان را سرزنش نمود و گفت : « بگذاريد ما را از نكوهش جوانى از قريش ، آنكه در خشم مىخندد و از خشنودى ، آنچه را دارد ، به دست نمىآيد و از بالاى سرش چيزى گرفته نمىشود مگر از زير
--> ( 1 ) طبرى ، تاريخ 55 / 330 .